دیگر از تمام خرمالوهای جهان میترسد!
چه زیبا باشند, چه بزرگ, چه کوچک...
آنقدر با احتیاط خرمالوهای بعدی را وارسی می کند
پوستشان را میکند و با احتیاط میخوردشان
که مبادا دوباره آن طعم گس دهانش را جمع کند
عشق هم خرمالوست
آنهایی که خرمالوی گس خورده اند میدانند چه میگویم...
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
وقتي نباشد در بساطم شعر تازه
بايد نثارت كرد جان را في البداهه
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
ماه من لطفی بکن, امشب تو بر بامی برو
تا که از نور جمالت, ماه هم رویت شود
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
من مَلَک بودم و فردوس برین چشم تو بود
سیب لب های تو اینگونه زمین گیرم کرد
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
قلب من هم انفجاری داشت همچون ضاحیه
شک ندارم عاملش یک خائن تکفیری است!
البته مصرع اول رو به چندین صورت نوشتم، ونمیدونم کدومش بهتر دراومده. که یکی دیگه اش هم این بود:
انفـجاری در دلـم گشتـه شبیه ضاحیـه
شک ندارم عاملش یک خائن تکفیری است
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
این عشق برای دلِ من آنِ بدی بود
بی مهر تو جنات، چه رضوانِ بدی بود
درمانده ی درمان و تو درمان دهِ قلبم
تجویز تو آن روز چه درمانِ بدی بود
بی مهر تو هم مهر، هم آبان و هم آذر
پاییزِ من امسال، زمستانِ بدی بود
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
قـُربانِ غـریبیِ تو آقایِ غـریبان
نقشِ کَرَمِ نذریِ تو نامِ حسین است
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
کاش هایت کاشی قلب مرا درهم شکست
بعد از آن کاشی به کاشی آجر و سیمان شدم
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
بعد از تو، تنها شعری که توانستم بگویم, یک مثنوی خون دل بود و یک غزل دلتنگی، یک قصیده اشک بود و یک مسمط بهم ریخته از حالمان
نمی دانم ....قلمم سنگ شده یا دلم...
بعد از تو دیگر هیچ قافیه ای ردیف نمیشود که نمیشود...
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام
نا امید از همه جا بهر پناه آمده است
سائلت سوی شما با غم و آه آمده است
شاعر شعر سپید است ولیکن اینجا
با دلی خسته و با روی سیاه آمده است
برچسب:
نویسنده: مهران خوشنام